تصميم گرفتم ناگفته هاي خود را واگويه كنم...مي نويسم براي شهري كه آباديش در زير خروارها دود،مدفون شده است...شهري كه ارزشش را هيچ كس لمس نكرده است...به راستي من وتو در كجاي قصه آباداني شهرمان جاي داريم...شهري كه همه با دود و آلودگي آنرا مي شناسند و من و تو، مامن شبهايمان است...هنگامي كه درد غربت بر تنم مي نشيند،تنها نام زيباي تو مرهمي بر اين درد است...با آرزوي شهري بدون آلودگي...
برچسب:
نویسنده: یگانه کوهی
بعد از اینهمه سال که به اینجا آمدم،اراک کلی گذر زمان داشته و تغییرات زیادی کرده...
در شرایطی که کل دنیا درگیر کووید 19 هستن،شهر من نیز دست و پنجه نرم میکند با این بیماری...
پروژه های بسیاری افتتاح و برخی نیز ملغی شده اند...
چه آدم ها آمدند و چه آدم ها رفتند ...
گذر زمان و اراک...
برچسب:
نویسنده: یگانه کوهی